| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
عشق کودکان
جمعی از متخصصان این سوال را برای گروهی از کودکان بین ۴ تا ۸ ساله مطرح کرده اند که (( عشق به چه معنی است؟!)) پاسخ هایی که دریافت کرده اند بسیار وسیع تر و عمیق تر از آن بوده که حتی کسی بتواند تصور کند. بخوانید، خودتان مشاهده کنید. از زمانیکه مادر بزرگم دچار آرتروز شد، دیگر نمی توانست خم شود و ناخن های پایش را لاک بزند، از آن به بعد، همیشه پدر بزرگم این کار را برای او انجام می داد. حتی وقتی که دست های خودش هم آرتروز شد. این عشق است. 8 ساله وقتی کسی شما را عاشقانه دوست می دارد، شیوه بیان اسم شما در صدای او متفاوت است و تو می دانی که نامت در لب های او ایمن است. 4 ساله عشق یعنی آن هنگامی که برای خوردن غذا با کسی بیرون می روی و بیشتر چیپس خود را به او می دهی بدون آن که توقع متقابلی داشته باشی. 6 ساله عشق آن چیزی است که در اوج خستگی لبخند را به لبانت می آورد. 4 ساله عشق یعنی آن زمانی که مامان برای بابا قهوه درست می کند و برای اطمینان از خوبی طعمش کمی از آن را می نوشد. 7 ساله عشق آن زمانی است که به شخصی می گویی از لباسش خوشت آمده و او از آن پس، هر روز آن را می پوشد!! 7 ساله عشق یعنی آن زمانی که مامان بهترین تکه مرغ را برای بابا می گذارد. 5 ساله |+| نوشته شده توسط سروش در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 20:19 |
ترس
ترس این هم برای من به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است. نمی دانم به چه دلیل از آن می ترسم، اما ترسش همیشه آزارم می دهد. ترس از ارتفاع برایم قابل تحمل نیست. دوستانم مرا به خاطر ترس از ارتفاع مسخره می کنند. به من می گویند: چرا از ارتفاع می ترسی. ارتفاع که ترس نداره. بار ها دلیل ترسم را از ارتفاع برایشان گفته ام ولی هر بار به من می خندند. فکر نمی کنم دلیلم خنده دار باشد؛ پس چرا آن ها می خندند. ترسم از ارتفاع نیست، از سقوط است. اینکه ممکن است از ارتفاع سقوط کنم برایم ترسناک است. درست است اگر در جای محکمی بایستی امکان سقوط بسیار کم می شود، اما سقوط از بلندی همیشه وجود دارد و نمی توان آن را انکار کرد. همیشه سعی کرده ام در جای محکم و مناسبی بایستم، ولی با وجود این از سقوط کردن می ترسم. حیف است به سختی بالا بروی و بدون دلیل آز آن بالا سقوط کنی و در حالی که می توانستی به زندگی ادامه دهی نابود شوی. |+| نوشته شده توسط سروش در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 0:30 |
دیروز جنگ نظامی داشتیم و امروز جنگ الکترونیک
سلام
احتمالا همه ی شما با خبر شدید که گوگل قصد داره اسم خلیج فارس رو به خلیج عربی تغییر بده و این رو هم حتما می دونید که سایت گوگل اعلام کرده اگر یک میلیون نفر به این مسئله اعتراض کنند نام خلیج فارس رو تغییر نخواهد داد. نمی دونم تا الان رفتید و رای دادید یا نرفتید ولی ازتون خواهش می کنم چه رای دادید و چه رای ندادید دوباره برید و دوباره رای بدید و از هویتتون از استقلالتون دفاع کنید. ما هشت سال جنگیدیم برای اینکه یک وجب از خاک کشورمون رو ندیم حالا چه طوری می تونیم اینقدر نسبت به خاک کشورمون بی تفاوت باشیم .باید دوباره بجنگیم و نگذاریم که یک این کار صورت بگیرد. برای رای دادن به نفع خلیج فارس به لینک زیر مراجعه کنید. http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html با یک ایمیل می تونید بی شمار رای بدید. پس اگر تونستید و وقت داشتید چند تا رای بدید. |+| نوشته شده توسط سروش در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:0 |
...کاش
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف بهم می کردیم مختصر بود ولی صادق و پنهانی بود کاش به حرمت دل های مسافر هرشب روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود چقدر شعر نوشتیم برای باران غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد و به یادش همه شب ماه چراغانی بود کاش اسم همه ی دخترکان این جا نام گل های پر از شبنم ایرانی بود کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم راز این شعر همین مصرع پایانی بود
|+| نوشته شده توسط سروش در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:45 |
سلام امروز یه جمله جالب به چشمم خورد. براتون نوشتمش. نظرتون درباره ی این جمله چیه؟ هنوز راز هایی در دنیا وجود دارد که جز با خون فاش نشود.
|+| نوشته شده توسط سروش در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 0:15 |
|
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پيوندها
یادداشت جان شیفته داروسازی 86 مشهد برای دیدن روز عذابت دارم ثانیه ها رو می شمارم خاک عاشق است تنها تر از تنهایی ساحل درون قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |